پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

از یه چیزی زده شدن یا خسته شدن به انگلیسی چی میشه؟

+2 امتیاز
723 بازدید
آگوست 25, 2017 در فارسی به انگلیسی توسط samhadi (317 امتیاز)

the film was boring and I was bored... but I was bored is wrong. what should I use?

I was bored doing bodybuilding...again here I was bored is wrong

نظر آگوست 25, 2017 توسط Behrouz Bozorgmehr (225,887 امتیاز)

چون جداگانه نظر بنده را خواستید ، باید خدمتتان عرض کنم در مورد جمله اول تان و لغت bored همانطوریکه ملاحظه می فرمایید آیدا خانم در سه حالت که با جمله اول شما تناسب دارند آنرا خیلی خوب بکار برده اند. همچنین دو پاسخ دیگر از دو دوست دیگر مان هم مفهوم خسته شدن در جمله اول شما را بخوبی پوشش می دهند. لذا بنده به هر یک از آن سه پاسخ ۱ امتیاز می دهم.

برای جمله دوم تان در مورد بدن سازی هم اگر اونجا خستگی و از پا افتادن بدنی نیز مورد نظرتان است ، این افعال را هم می شه در نظر گرفت :

I have become tired of doing budybulding (6 days a week).

Doing budybuilding 6 days a week has made me weary.

ضمنا +1 برای سئوال خوب شما.

6 پاسخ

+2 امتیاز
پاسخ داده شد آگوست 25, 2017 توسط smsaleh (46,961 امتیاز)

be fed up with something

نظر آگوست 25, 2017 توسط samhadi (317 امتیاز)
فیلم خسته کننده ای بود و من bored شدم. این عبارت منظورمه
+2 امتیاز
پاسخ داده شد آگوست 25, 2017 توسط Aidaglass (16,448 امتیاز)

To turn sb off

to dull someone's interest in someone or something. The boring prof turned me off to the subject

I got bored with it.

I was bored silly by the movie.

I grew bored of the movie.

 

نظر آگوست 26, 2017 توسط samhadi (317 امتیاز)

I digged deeper and found out "bored" is also a verb. Also there are other common usage as follow

I had bored

I had been bored 

I'm looking for the best option for the following sentence

since I was tired doing bodybuilding for several years, I switched to tennis.

+1 رای
پاسخ داده شد آگوست 25, 2017 توسط BK (77,525 امتیاز)

To be cloyed with sth.

نظر آگوست 25, 2017 توسط samhadi (317 امتیاز)
برای دو تا مثال فیلم و بدنسازی کاربرد داره؟؟ 
0 امتیاز
پاسخ داده شد 4 ماه پیش توسط R.E.Z.A (5,801 امتیاز)

You can also use bored stiff/bored to death or tears and may do the tricks for the question.

I'm getting brassed off with body-building(UK informal)

یه جورایی عبارت های زیر با دل زده شدن از چیزی ارتباط داره

1.outgrow

to lose interest in an idea or activity as you get older:

He eventually outgrew his adolescent interest in war and guns.

2.weary of

 bored with something because you have experienced too much of it:

I've been going out with the same people to the same clubs for years and I've just grown weary of it.

 

 

نظر 2 ماه پیش توسط Shayan

نظرات بسیار عالی است ولی واژه ای دیگر وجود دارد که می توان در این شرایط به کار برد:

To become jaded from something.

For example:

Flying is exciting the first time you do it, but you soon become jaded. 

 

نظر 2 ماه پیش توسط Behrouz Bozorgmehr (225,887 امتیاز)

+1

Hi,

You may also re-send it in the form of an answer post , if you like.

0 امتیاز
پاسخ داده شد 1 ماه پیش توسط Shayan

نظرات بسیار عالی است ولی واژه ای دیگر وجود دارد که می توان در این شرایط به کار برد:

To become jaded from something.

For example:

Flying is exciting the first time you do it, but you soon become jaded. 

0 امتیاز
پاسخ داده شد 1 ماه پیش توسط Kimia1997 (45 امتیاز)
Be tired of
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...