پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

I'm in the thick of it یعنی کسی که وسط معرکه س؟ کسی که وقت سرخاراندن نداره؟

+1 رای
25 بازدید
4 ماه پیش در پیشنهاد و همفکری توسط parastoo (1,809 امتیاز)
بازنگری شد 4 ماه پیش توسط Tabrizi

in the thick of sth
: very busy

 

in the most active or dangerous part of aparticular situation or activity :

He was always right there, in the thick of it when the fighting started.

She loves being in the thick of the action.

1 پاسخ

+1 رای
پاسخ داده شد 4 ماه پیش توسط Tabrizi (32,186 امتیاز)
انتخاب شد 4 ماه پیش توسط parastoo
 
بهترین پاسخ

He was in the thick of preparing the food for the party = بدجوری سرش گرم درست کردن غذای مهمونی بود

Sorry I couldn't make it to your birthday, I'm afraid I'm really in the thick of it at the office right now = ببخشید نتونستم به جشن تولدت بیام. متاسفانه الان تو اداره سرم بدجوری شلوغه

If there’s trouble, you usually find him in the thick of it = اگه دردسری باشه معمولا اون رو دست وسطش / وسطه معرکه  پیدا می کنی

نظر 4 ماه پیش توسط parastoo (1,809 امتیاز)
خوب معنی آخر بهترین ه اما بزارید کانتکست رو بدم بهتون

I know some one who has been in the thick of it who has messed up a lot he 

he has built company's worth million dollars  and ruin all of it

میشه بگم تو مخمصه افتاده بود و حسابی گند زده بود (گند زدن خیلی زشته تو متن:(((
نظر 4 ماه پیش توسط Tabrizi (32,186 امتیاز)

به نظرم تو کانتکست شما باید معنی in the most active part of an activity رو در نظر گرفت و اینطور فکر کرد که اون فرد مسئولیت سنگینی تو اون شرکت داشته ولی کار رو خراب کرده.

"یه نفر رو می شناسم که تو بطن کار بوده و خیلی خراب کاری کرده."

نظر 4 ماه پیش توسط parastoo (1,809 امتیاز)
دل ماجرا .... ای ول مرسی 
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...