پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

unprompted لطفا معنا کنید

+1 رای
21 بازدید
در English to Persian توسط R.E.Z.A (6,544 امتیاز)

به نظر شما این اصطلاح بی مقدمه معنا میشه؟؟!! معناش میشه گفتن یا انجام دادن چیزی بدون اینکه کسی ازت اظهار نظر بخواد یا ازت بخواد اون کارو انجام بدی یعنی چی دقیقا؟؟!! یعنی یه جورایی اظهار نظر بیجا یا ناخواسته؟؟!!

Quite unprompted, Sam started telling us exactly what had happened that night کاملا بی مقدمه سَم شروع کرد به  گفتن هر اتفاقی که اون شب رخ داده بود

Jim was remarkably charming this evening  he even said, unprompted, how nice Margot looked in her dress جیم بد جوری طناز و دلربا بود امشب اون حتی بی مقدمه گفت که چقدر مارگارت تو این لباس خوب به نظر میاد

 

1 پاسخ

+1 رای
پاسخ داده شد توسط Tabrizi (53,087 امتیاز)
انتخاب شد توسط R.E.Z.A
 
بهترین پاسخ

unprompted: without being told to do or say something.

اگه اینطور در نظر بگیریم که "بی مقدمه" یعنی بدون اینکه قبل از انجام کاری یا زدن حرفی، کار یا حرف دیگه ای زده شده باشه (یعنی انجام اون کار یا زدن اون حرف مقدمه و دلیلی در اون موقعیت نداشته باشه) به نظرم بی مقدمه ترجمه خیلی خوبیه. +1.

 

 

 

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...