پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

دشوار كردن يا سخت كردن يه شرايطي. مثلا دشوار كردن شرايط كار

+1 رای
39 بازدید
4 ماه پیش در فارسی به انگلیسی توسط hadibjb (139 امتیاز)
خسته نباشيد. بخوايم معني سخت تر كردم رو تو يه جمله اي مثل جمله ي زبر مد نظر قرار بديم بايد چي بگيم:

سخت تر كردن مراحل بازي

دشوار تر كردن روند مهاجرت

يا اينجور جملات 

2 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شد 4 ماه پیش توسط Tabrizi (53,247 امتیاز)

to make something harder

to make something more difficult

0 امتیاز
پاسخ داده شد 4 ماه پیش توسط fars english (327 امتیاز)

برای روند بازی  گیمرا میگن: go pro که منظور حرفه ای بازی کردن در سطح دشوار هست. طور دیگه که خیلی استفاده میشه با لغت setting  هست که فعلش play هست. البته میتونید از increase the difficulty level هم استفاده کنید. برای دشوار کردن روند مهاجرت یا کلا یه پروسه و حتی مساپل complicate لغت خوبیست برای مثال:

That's nothing. I'll go pro. (= play on the hardest setting)

Problems as such could complicate the process of one's immigration.

پرسشهای مرتبط

0 امتیاز
1 پاسخ 126 بازدید
+1 رای
2 پاسخ 29 بازدید
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...