پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

homely یعنی خودمانی؟ صفت برای اتاق استفاده شده

+1 رای
58 بازدید
1 هفته پیش در پیشنهاد و همفکری توسط parastoo (2,138 امتیاز)
بعد از این بلافاصله نوشته

it's homely. lived in.

 

متوجه live in نمیشم 
نظر 1 هفته پیش توسط Mohammad
جمله کاملش رو بنویسین بهتره.
نظر 1 هفته پیش توسط Mohammad

«homely» و «lived-in» (یا lived in) هر دو صفت هستن.

homely: (British English, approving) (of a place) making you feel comfortable, as if you were in your own home

lived-in: (approving)(of a place) that has been used so continuously for so long that it does not look new

lived in: regularly used and comfortable

homely: خانه مانند، مثل خانه، راحت، ... //// lived-in: معادل نمیدونم، اما جایی یا لباسی که زیاد استفاده شده و حس راحتی به آدم میده.

ممکنه از تعریف «lived-in» آدم فکر کنه که یه مفهوم منفی داره، اما توجه کنید که «approving» هست، یعنی معنا و مفهوم مثبت داره.

هنوز تموم نشد این رمان؟ خخخخخ

نظر 1 هفته پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
همینه، مشکل من کوتاه بودن جمله‌هاس...
نظر 1 هفته پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
همینه، مشکل من کوتاه بودن جمله‌هاس...ممنونممم
نظر 6 روز پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
حالا یه جای دیگه دیدمش.  بچه میره از خونه بعد کلی خونه خلوت شده وسایل بچه ریخت و پاش... بعد طرف می‌که

this room feels lived in 

میشه بگیم حس راحتی

شلوغی 

حس زندگی

داره.... می دونم تو تعریف ها نیست... اما واقعا گیجم کرده...  جنب و جوش
نظر 5 روز پیش توسط Mohammad

راستش جمله اولتون رو دقیقا متوجه نشدم، اما فکر کنم منظورتون رو گرفتم. خوب مطمئناً نمیشه که برای این مثال جدیدی که زدین (یعنی توی این کانتکستی که تصویر کردین)، برای صفت lived-in معادل «راحت» یا مفهومی مثل «دارای حس راحتی» رو در نظر گرفت. اون بالا که گفتم مفهومش اینه که حس راحتی به آدم میده، متناسب با کانتکستی بود که مطرح بود (متناسب با صفت homely). البته اگه بگیم مفهوم «lived-in» اینه که حس خوشایندی به آدم میده (و این حس به این خاطره که زندگی در اون خونه یا اتاق جریان داره برای مدت طولانی، نه به دلایل دیگه مثل اینکه مثلاً عطر خوبی داره)، به هر دو موقعیت (کانتکست) میخوره. به هر جهت حتما میدونین که مسأله «موقعیت» خیلی مهمه. به نظرم حس زندگی رو خوب گفتین. اتاقیه که توش زندگی جریان داره. این اتاق به آدم حس خوب زندگی رو میده. گرما داره، و مثلا حس دلمردگی نداره. جناب تبریزی هم خوب گفتن: «بی روح نیست». البته، اینا همه مفهوم هستن، و نه لزوماً معادل. مفهوم که خوب درک بشه، معادل گزینی هم راحت میشه. (راستی، به نظر نمیرسه که طرف فقط بخاطر شلوغی و اینا، این حرفو گفته باشه.)

این تعریف از دیکشنری Merriam-Webster، به نظرم تعریف بهتریه از بقیه دیکشنریها:

having a comfortable and appealing appearance or quality that comes from being used for a long time

نظر 4 روز پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
خیلی ممنونم از جواب مفصلتون✌ و همین طور جناب تبریزی و بزرگمهر که انقدر صبورانه جواب میدید

1 پاسخ

+1 رای
پاسخ داده شد 1 هفته پیش توسط Tabrizi (51,946 امتیاز)
انتخاب شد 1 هفته پیش توسط parastoo
 
بهترین پاسخ
خونۀ ساده ایه. نو نیست. (قبلاً توش زندگی کردن.)
نظر 1 هفته پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
ممنونم
نظر 1 هفته پیش توسط Tabrizi (51,946 امتیاز)
خودمانی به عنوان صفت برای خونه خیلی معنی نمی ده.
نظر 1 هفته پیش توسط Tabrizi (51,946 امتیاز)
اینطوری هم شاید بشه گفت "خونه گرم و ساده ایه. نو و بی روح نیست".
نظر 1 هفته پیش توسط parastoo (2,138 امتیاز)
البته یه جا برای اتاق بچه هم استفاده شده از این ساختار. مچکرم

پر امتیاز ترین های هفته قبل

نام امتیاز هفته امتیاز کل
Tabrizi 893
51.9k
Behrouz Bozorgmehr 574
233.7k
Xbmono 247
2.5k

نفرات اول تا سوم امتیاز کل

Behrouz Bozorgmehr 233720
BK 80400
E-Hamzeluyi 64098
کلیک برای دیدن رتبه های کل

30,555 پرسش

50,908 پاسخ

44,841 نظر

9,667 کاربر

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...