پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

برعکس چیزی که دیگران میگن

+2 امتیاز
1,072 بازدید
دسامبر 31, 2016 در فارسی به انگلیسی توسط nilgoon (2,271 امتیاز)

مثلا فردی عقیده ای رو بیان میکنه...بعد میخوایم بگیم:برعکس حرفی که فلانی گفت...

یا مثلا میگیم: اتفاقا برعکس...

5 پاسخ

+5 امتیاز
پاسخ داده شد دسامبر 31, 2016 توسط cologny (4,073 امتیاز)

Contrary to what others say, ...

+3 امتیاز
پاسخ داده شد دسامبر 31, 2016 توسط Bassir Shirzad (42,742 امتیاز)
بازنگری شد دسامبر 31, 2016 توسط Bassir Shirzad

 

کلمات زیادی میشه استفاده کرد. البته, تو فارسی برای خیلی چیزا ما از "برعکس" استفاده میکنیم. میتونیم بجای برعکس از کلمات علی رغم, بر خلاف, درحالیکه, چپه, لنگ به هوا و ... استفاده کنیم. اینجوری راحت تر میتونی ترجمه کنی.

 

Despite, in spite of, Nevertheless, nonetheless, However, vice versa, the other way around

اینم چند تا مثال >>>>

 Against what poeple say, NY is not a typical American city.

برعکس چیزی که مردم میگن, نیویورک نمایانگر شهرهای امریکا نیست.

-------------

In contrary to his words, Trump is a great leader.

برعکس حرف های اون, تدامپ یک رهبر بزرگه

----------

In contrast to the ongoing trend, I listen to 70's music.

برعکس این روند فعلی, من به موسیقی دهه هفتاد گوش میدم.

-----------

Despite what you heard, I still go to work.

برخلاف چیزی که شنیدی, من هنوز میرم سر کار

------------

My determination to finish my associate is still strong in spite of all these issues.

علی رغم این همه مشکلات, پشتکاری من برای تمام کردن مدرک کاردانی هنوز قویه.

------------

Meteorology forecasted rains for today. Nevertheless, it is all sunny. 

هواشناسی اعلام کرد امروز بارون میاد, ولی برعکس هوا خیلی هم آفتابیه. 

---------

McCain has frequently referred to Powell as one of the greatest national servants he has known — and vice versa.

مک کین مکررا پاول را به عنوان یکی از بزرگترین خدمتگذاران ملی که سراغ دارد اشاره داشته - و بالعکس (و او هم به همین ترتیب در مورد مک کین).

----------

Sorry, I came to the line the other way around. I am in a hurry.

ببخشید, من برعکس اومدم داخل صف. من عجله دارم.

-----------

Your shirt is inside out.

پیراهنت چپه/برعکس است. 

---------

Bats sleeps upside down.

خفاش ها برعکس/سر چپه خواب میشن.

+2 امتیاز
پاسخ داده شد دسامبر 31, 2016 توسط English Geek (21,399 امتیاز)

In contrast to what you said, ...

Against what you said, ...

 

In actual fact, that's quite different

+1 رای
پاسخ داده شد مارس 8, 2017 توسط Hrhp (14,590 امتیاز)

Otherwise: Used to show that something is completely different from what you think it is or from what was previously stated

He might have told you he was a qualified electrician, but the truth is quite otherwise.

+1 رای
پاسخ داده شد 1 هفته پیش توسط Masood Bahrami (22,578 امتیاز)

on the contrary / quite the contrary

مثال از دیکشنری لانگمن:

"I suppose your wife doesn't understand you." "On the contrary, she understands me very well."

"فکر کنم زنت درکت نمیکنه." "برعکس، خیلی هم خوب درکم میکنه."

پر امتیاز ترین های هفته قبل

نام امتیاز هفته امتیاز کل
Smsaleh 204
49.1k
Masood Bahrami 150
22.6k
Behrouz Bozorgmehr 136
247.4k

نفرات اول تا سوم امتیاز کل

Behrouz Bozorgmehr 247357
BK 85965
Ehsan-Hamzeluyi 67163
کلیک برای دیدن رتبه های کل

32,410 پرسش

52,885 پاسخ

47,216 نظر

10,378 کاربر

پرسشهای دیگر

1 پاسخ
+2 امتیاز, +4 پاسخ
+3 امتیاز, +2 پاسخ
+2 امتیاز, +2 پاسخ
+2 امتیاز, 1 پاسخ
+1 رای, +2 پاسخ
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...