سی‌ هزار پاسخ, هفت هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

معنی این اصطلاح چیست؟ human captors

0 امتیاز
62 بازدید
در English to Persian توسط Nim (1,192 امتیاز)

The robot that attempted to escape its human captors was recently arrested at a political rally.

For the first time anywhere, an ape has received the same basic rights as her human captors

It is rational for people to react to their god as they would to human captors they cannot escape who might...

There's another reason for us to keep silent: our human captors will not be edified to learn that one day their world will crack like an egg and...

نظر توسط AchA (11,224 امتیاز)

Please explain why this question troubles you. it seems using a dictionary can help you find what you're looking for. after this or any attempts you've made you can report your confusion back here so others can answer your question more effectively.

نظر توسط Nim (1,192 امتیاز)
دوست عزیز، فکر می کنم نگاهی به پاسخ های زیر، به نحوی بتواند گویای این امر باشد که ترجمه این "ترکیب" چندان هم آسان یاب نیست. (درافتادن مستقیم با ترجمۀ جملات فوق خود گویای این مطلب است.)

با تشکر
نظر توسط AchA (11,224 امتیاز)

oh i c.you needed it in fluent persian. sorry mate. 

1 پاسخ

0 امتیاز
پاسخ داده شد توسط Bassir Shirzad (26,395 امتیاز)

رباطی که تلاش کرد تا از دست انسان اسیرکننده اش فرار کند اخیرا در یک تجمع سیاسی دستگیر شد.

برای اولین در همه جاها, یک میمون حقوق اولیه ایی که انسان اسیرکننده اش دارد برخوردار شود.

این برای مردم منطقی است تا نسبت به خدای شان همانطور که به انسان های زندانی کننده شان که نمیتوانند فرار کنند, واکنش نشان بدهند.

دلیل دیگری برای مان وجود دارد تا سکوت خود را حفظ کنیم: انسان های اسیرکننده مان نخواهند یاد گرفت تا بیاموزند که یک روز دنیای شان همچون یک تخم مرغ خواهد شکست/ترک خواهد برداشت.

نظر توسط Nim (1,192 امتیاز)
بازنگری شد توسط Nim

دوست عزیز، ممنونم از اینکه وقت میذارید.

ترجمۀ خود من از این اصطلاح، با توجه به ترکیباتی که در فرهنگ ها دیده بودم ، در ابتدا "اسیرکنندگان انسانی" بود- که چندان رسا نیست. اما به نظر ترجمه شما رساتر است. اما یک سوال باقی می ماند: چرا human را اسم (نه صفت) گرفته اید؟ با توجه به جایگاهش به نظر می رسد باید صفت ترجمه شود. مانند:

human relations: روابط انسانی, human race: نژاد انسانی

human action: فعل انسانی, human factor, ...

دوست عزیز نظرتان در این باره چیه ؟

نظر توسط Bassir Shirzad (26,395 امتیاز)
صفت هست. ولی ترجمه فارسی اش یک جوری میشه. واسه همین جاهاشونو برعکس کردم. 
نظر توسط Nim (1,192 امتیاز)
ممنونم دوست گرامی

پرسشهای مرتبط

+1 رای
1 پاسخ 67 بازدید
+1 رای
2 پاسخ 80 بازدید
+1 رای
1 پاسخ 43 بازدید
+1 رای
1 پاسخ 41 بازدید
+3 امتیاز
1 پاسخ 67 بازدید
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...