پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan
+1 رای
1.2k بازدید
در فارسی به انگلیسی توسط (28.7k امتیاز)
مثلا کنار کشیدن از کاری ( Phrasal verb )

3 پاسخ

+3 امتیاز
توسط (26.9k امتیاز)
انتخاب شد توسط
 
بهترین پاسخ

to give up/quit (teaching)

to draw/pull out (of sth)

to withdraw from sth

to wash hands of sth

 

توسط (12.1k امتیاز)
کامل و خوب.
توسط (26.9k امتیاز)
مرسی :)
+1 رای
توسط (101k امتیاز)
بازنگری شد توسط

To step down and stand down

+1 رای
پیش توسط (15.5k امتیاز)
Get cold feet

Our plan failed after sponsors got cold feet.

I was going to try bungee jumping, but I got cold feet.

I feel she got cold feet about being in a committed relationship. She may even have fallen out of love.

کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...