پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

+1 رای
18.2k بازدید
در فارسی به انگلیسی توسط

 

5 پاسخ

+9 امتیاز
توسط (10.2k امتیاز)

Every other something:

Every other day = یک روز درمیان

توسط (1.9k امتیاز)

a real T. REX.

Thanks a lot T.REX.

+2 امتیاز
توسط (290 امتیاز)

Decussate

توسط (55.1k امتیاز)

Hi

It is not a common word and has a different meaning.
 

پیش توسط (27.5k امتیاز)
(1-) اصطلاحی تخصصی با معنای کاملاً متفاوت.

decussate: متقاطع، ضربدری
+1 رای
توسط (59.4k امتیاز)

Besides "every other something":

every second something, like: every second week.

Also, we have some special words such as biweekly, bimonthly, biyearly, biannual, biennial, etc. 

پیش توسط (234 امتیاز)
Thanks dear smsaleh.

That was very useful.
0 امتیاز
توسط

every other = یکی در میان

You only need to water plants every other day


I go to work every other day


I visit my parents every other weekend

توسط
Thank you.
 
0 امتیاز
توسط
Every Other Day
توسط
یکی در میان بنشینید به انگلیسی چی میشه
توسط
+1
Sit on every other chair, please. 

پرسشهای مرتبط

+1 رای
2 پاسخ 2.8k بازدید
0 امتیاز
1 پاسخ 308 بازدید
+1 رای
1 پاسخ 289 بازدید
0 امتیاز
0 پاسخ 89 بازدید
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...