پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

+1 رای
20.9k بازدید
در فارسی به انگلیسی توسط (59 امتیاز)
بازنگری شد توسط
سلام. در مورد عادت کردن یه کلمه used to شنیدم ولی انگار نمیشه از use to استفاده کرد به غیر از حالت منفی یا سوالی . حالا نمیدونم از اون چطوری تو زمان های مختلف استفاده کنم . مثل :

1 - present continuous یا present perfect continuous ( من دارم عادت می کنم )
2- future ( من به آن عادت خواهم کرد )
3 - ( سعی میکنم بهش عادت کنم )
4 - ( یواش یواش بهش عادت میکنم )
5 - و یه سوال :‌ اگه داریم میگیم من به آن عادت کرده ام پس نمیشه present perfect ؟ ولی میگیم I used to it به جای I have used to it

2 پاسخ

+5 امتیاز
توسط (43.2k امتیاز)
انتخاب شد توسط
 
بهترین پاسخ

با تمام حالت های زمانی برای ساخت فعل عادت کردن/داشتن قابل استفاده است. فکر کنم شما این دو تا رو با هم اشتباه گرفتید.

 

be/get used to (doing) something
به (انجام دادن) کاری عادت کردن/داشتن

to have experienced something so that it no longer seems surprising, difficult, strange etc
* I do the dishes every day, so I’m used to it.
* I can’t get used to the idea that you’re grown up now.
* Zach's not used to such spicy food.
* The bulldozer would be used to load them.

 

used to
اون وقتا, قدیما

 if something used to happen, it happened regularly or all the time in the past, but does not happen now

* He used to go to our school.
* We’re eating out more often than we used to.
* You didn’t use to eat chips when you were younger.
* It never used to bother me.
* Jimmy used to be a friend of mine.



اینم چند تا مثال با زمان های مختلف برای عادت کردن

I am getting used to working late at night.
     دارم به کار کردن تا دیر وقت غادت میکنم

I was getting used to (drinking) Monster.
    داشتم به نوشیدن مانستر عادت میکردم

I got used to driving fast.
     من به باسرعت رانندگی کردن عادت کردم

I am used to talking while driving.
     من به صحبت کردن در حین رانندگی عادت دارم

I am used to spicy foods, don't worry!
     من به غذاهای تند عادت دارم. نگران نباش

I will get used to listening to my wife.
     به فرمانبرداری از خانمم عادت خواهم کرد

My wife is used to taking her time to make up.
     خانمم عادت داره طول بده آرایش بکنه

I am trying to get used to not smoking.
     دارم به سیگار نکشیدن عادت کنم

I am getting used to my new home little by little.
     دارم به خونه جدیدم یواش یواش عادت میکنم

I have been used to noise.
     من به سر و صدا عادت داشته ام

I have gotten used to midnight snacks.
     من به خوردن غذای ته بندی وسط شب عادت کرده ام.



دقت کنید بدون فعل to be و get, معنی جمله کاملا فرق میکنه

I used to drive to work.
I am used to drive to work.
    قدمیا با ماشین میرفتم سر کار
    من عادت دارم با ماشین برم سر کار


I used to have lots of friends.
I am used to having a lot of friends.
    من اون وقتا خیلی رفیق داشتم
    من به داشتن رفیق های زیاد عادت دارم.


He used to play football on weekends.
He got used to playing football
He had gotten used to playing football.
He has gotten used to playing football.
    قدیما آخرهفته ها فوتبال بازی میکرد
    به فوتبال بازی کردن عادت کرد
    به فوتبال بازی کردن عادت کرده بود
    به فوتبال بازی کردن عادت کرده است

توسط (59 امتیاز)
+1

عالی !

بله من اینارو اشتباه گرفته بودم ... خیلی ممنون از پاسخ کاملتون ...

پیش توسط (292 امتیاز)
بازنگری شد پیش توسط

هیچ فرقی بین استفاده get  و  be وجود نداره؟ 

_I am used to working late.

_I get used to working late.

 

سوال دوم اینکه ...میخوایم بگیم بهش عادت میکنی.درسته؟

 you will get/be used to it.

و همین طور فرق این دو جمله:

_I used to drive to work.

(فقط اشاره به قدیم داره)

_I am used to driving to work.

منظور الان عادت دارم ولی در قدیم عادت نداشتم، درسته؟

 

پیش توسط (301k امتیاز)
فکر کنم اگر موارد توضیح داده شده در پاسخهای آقایان شیرزاد و صالح را مجدداً و بدقت مطالعه بفرمایید، مطلب بخوبی براتون روشن بشه. بهرحال در مورد سئوال اول تون، معنی های اون دو مثالی که نوشتین متفاوتند (اولی میشه به ... عادت دارم. و دومی میشه به ... عادت می کنم.). 

در مثال سئوال دوم تون در مورد بهش عادت می کنی نیز باید be را حذف و با get بنویسین.

در مورد سئوال سوم تون، معنی مثال اولی میشه من قبلاً با ماشین سر کار می رفتم. و معنی مثال دومی میشه من عادت دارم با ماشین برم سر کار.
+3 امتیاز
توسط (58.7k امتیاز)

get/become used/accustomed to something: عادت کردن به چیزی

I am getting used to it

I will get used to it

I try to get used to it

I will get used to it bit by bit

I have got used to it

توسط (59 امتیاز)
تشکر بخاطر پاسختون
توسط
عالی ، اقا عالی!!

راستش من جایی گیر بودم ، مطلبتون رو خوندم ،رفتم مکالمه و نتونستم همون لحظه نظر بدم ، بعدا اومدم تا نظرمو بدم، انقدر که خوب توضیح دادین!! وحتی تفاوتاشونو گفتین...مرسی انصافا

ضمنا ، اون دوستمون سوال پرسیده بود. دقیقا مشکل بنده هم بود...

پرسشهای مرتبط

+2 امتیاز
0 پاسخ 62 بازدید
+1 رای
1 پاسخ 50 بازدید
مارس 2, 2021 در فارسی به انگلیسی توسط Soheil777 (505 امتیاز)
0 امتیاز
0 پاسخ 296 بازدید
+2 امتیاز
1 پاسخ 652 بازدید
+1 رای
2 پاسخ 2.7k بازدید
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...