پنجاه هزار پاسخ, ده هزار بازدید روزانه در پربیننده ترین سایت زبان- به ما در تلگرام ملحق شوید: @chiMigan

The time variation of scour depth has been scaled by an exponential law

0 امتیاز
48 بازدید
در English to Persian توسط hamid_85 (1,157 امتیاز)

با عرض سلام و احترام خدمت اساتید گرانقدر

ممنون می شوم در جمله زیر بیان بفرمایید که فعل scale چه مفهومی دارد؟

با تشکر

The time variation of scour depth has been scaled by an exponential law...

نظر توسط attar.nasser (123 امتیاز)
تغییرات زمانی عمق آبشستگی، توسط یک قانون نمایی مقیاس بندی شده است. 
نظر توسط Behrouz Bozorgmehr (224,944 امتیاز)

Good.+1 

I suggest that you also send it in an answer mode.

2 پاسخ

+1 رای
پاسخ داده شد توسط attar.nasser (123 امتیاز)
تغییرات زمانی عمق آبشستگی، توسط یک قانونِ نمایی مقیاس بندی شده است. 
0 امتیاز
پاسخ داده شد توسط Bassir Shirzad (40,947 امتیاز)
بازنگری شد توسط Bassir Shirzad

تفاوت زمانی عمق آبشستگی از طریق قانون توانی/قوه ایی سنجیده/مقیاس بندی شده است.

 

scale
1- (در اصل ) نردبان ، پلكان ، هر وسيله ى بالا رفتن
2- (نقطه هايا خطهاى كوتاه كه چيزى را مدرج مي كند مثل خطهاى خطكش ) زينه بندى ، مدرج شدگي
3- هر چيز مدرج (براى اندازه گيرى )، سنجه ، معيار، مقياس ، اشل ، اياره ، اندازه ، ميزان ، زينه ، پيمانه
4- (در مدل سازى و نقشه كشي و غيره ) نسبت اندازه ى مدل يا نقشه به اندازه ى خود چيز
5- طبقه بندى ، زينه بندى ، دسته بندى ، درجه بندى
6- (رياضي ) نرد، پاشنه ى مقياس ، مقياس خطي
7- (موسيقي ) گام ، توالي هفت نت موسيقي ، اسكالا
8- (از نردبان يا پلكان يا كوه وغيره ) بالا رفتن ، صعود كردن
9- (هر چيز رفيع ) دست يافتن ، رسيدن ، فايق شدن ، چيره شدن ، فرازيدن
10- درجه بندى كردن ، مدرج كردن ، زينه بندى كردن ، تنظيم كردن
11- سنجيدن ، (با ترازو و غيره ) اندازه گرفتن ، مقياس گرفتن ، اندازه داشتن
12- (برحسب معيار معين ) افزودن (با: up) يا كاستن (با: down)
13- پوست انداختن, پوسته پوسته شدن

1- (ماهي و مار و غيره ) فلس ، پولك ، پشيزه
2- رجوع شود به insect scale
3- كبره ، دله
4- پوسته ، ورقه
5- (فلز  در اثر زنگ زدگي ) پوسته پوسته شدگي ، لايه لايه شدگي ، شوره زدگي
6- (درقورى و سماور و ديگ بخار و غيره ) ته نشست سخت شده ، ته گرفتگي ، درآوردن اين ته نشست
7- (گياه شناسي ) پولك برگ ، پولك برگه (كه شكوفه را مي پوشاند)
8- (فلس ) پاك كردن ، كندن ، فلس گيرى كردن
9- تراشيدن ، (لايه لايه ) بريدن ، نازك كردن
10- با فلس يا پولك پوشاندن
11- (دندان پزشكي  با ابزار ويژه ) جرم دندان را پاك كردن ،جرم دندان
12- پوسته پوسته شدن (و افتادن )، از پوسته يا كبره پوشيده شدن ، (پوست ) شوره زدن

1- (معمولا جمع ) ترازو، قپان ، كرستون ، باسكول
2- (ترازو) كفه
3- (با ترازو) وزن كردن يا شدن
4- (S بزرگ  جمع ) برج ميزان (رجوع شود به libra)

 

scour depth
عمق آبشستگی
 

scale
technical - to make writing or a picture the right size for a particular purpose

scale something to something
* The writing can be scaled to any size, depending on the paper.


 To estimate or measure
اندازه گيرى/ سنجش کردن

نظر توسط hamid_85 (1,157 امتیاز)

Dear Bassir,

many thanks for your time!

نظر توسط Bassir Shirzad (40,947 امتیاز)

Not a problem!

پر امتیاز ترین های هفته قبل

نام امتیاز هفته امتیاز کل
Tabrizi 494
31.7k
E-Hamzeluyi 189
62.1k
عاشق 135
10.2k

نفرات اول تا سوم امتیاز کل

Behrouz Bozorgmehr 224944
BK 77225
E-Hamzeluyi 62099
کلیک برای دیدن رتبه های کل

28,391 پرسش

48,220 پاسخ

42,517 نظر

8,743 کاربر

پرسشهای دیگر

+2 امتیاز, +2 پاسخ
+2 پاسخ
1 پاسخ
+1 رای, 1 پاسخ
+2 پاسخ
1 پاسخ
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران در سایت چی‌میگن وارد شده است. حق کپی این مطلب با چی‌ میگن می‌باشد .

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در تبدیل جملات فارسی به انگلیسی،
تبدیل اصطلاح های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی، آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی انگلیسی است.

...